جهد جهید

مترادف‌ها

تلاش کرد، کوشید

لغت نامه دهخدا

جهد جهید. [ ج َ دِ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کوشش بسیار. ( آنندراج ) ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

کوشش بسیار

جمله سازی با جهد جهید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر جهید و سنگ پران کرد و چوب جملگی بگریختند از بیم کوب

💡 چو شبرنگ سرکش مر او را بدید چو خورشید جوشید و اندر جهید

💡 چو اینگونه حر از شهنشه شنید چو دریای آتش ز جا بر جهید

💡 چون سحر از خواب عاشق بر جهید آستین و گردکانها را بدید

💡 چو اندر آب چه ناگه جهید او بجز خود هیچکس آنجا ندید او

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران