فرهنگستان زبان و ادب
{homogametic sex} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] جنسی که کامه های آن دارای فام تن های جنسی همسان است
{homogametic sex} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] جنسی که کامه های آن دارای فام تن های جنسی همسان است
جنسی که کامههای آن دارای فامتنهای جنسی همسان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقت آن کس خوش که نقد و جنس خود چون شاخ گل صرف نقل و می در ایام بهاران میکند
💡 محفظه این سلول از جنس تفلن بوده به دو بخش تقسیم شده که یک بخش آن حاوی آند و بخش دیگر حاوی کاتد است.
💡 تو هم بیدل خیال چند سوداکن به بازاری که چون آیینه تمثالست یکسر جنس دکانش
💡 ملك كسى است كه تصرف آمرانه و ناهيانه در توده هاى مردم داشته باشد... و ملكمانند جنس است براى ملك. پس هر ملكى ملك است، ولى چنين نيست كه هر ملكى ملك باشد. (765)
💡 چشم نرگس: سر احوال و کمالات را گویند و علو مرتبۀ سالک، چه از خود که مردم او را دانند که ولی است ولیکن خود نداند، و چه خود ولایت خود را داند ولیکن او را ندانند و این دو قدم از یک جنس است.
💡 در اواخر سال ۲۰۱۷، مقالات فارو در نیویورکر به افشای اتهامات سوء استفادهٔ جنسی هاروی واینستین کمک کرد. برای این گزارش، نیویورکر و نیویورک تایمز برندهٔ جایزهٔ پولیتزر برای خدمات عمومی شدند.