لغت نامه دهخدا
جندمرده. [ ج َ م َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) موازنه چند کس. ( شرفنامه منیری ). ظاهراً معرب چندمرده است.
جندمرده. [ ج َ م َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) موازنه چند کس. ( شرفنامه منیری ). ظاهراً معرب چندمرده است.
موازنه چند کس ظاهرا معرب چند مرده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگاه درد زايمان او را به سوى تنه ى درخت خرمايى كشاند (تا تكيه دهد. از شدّت ناراحتى ) گفت: اى كاش پيش از اين مرده و فراموش شده بودم.
💡 در سال ۲۰۰۷، هتم مشاور تهیهکننده سریال منطقه مرده شد و دو قسمت هم نویسنده بود.
💡 ای خفتهٔ بی خبر اگر مرده نهای روز آمد و رفت، تا به کی خُسبی؟ خیز!
💡 برسر کویت بسی کشته و مرده ولی کشته نیابد قصاص مرده نیابد کفن
💡 (( (اى پيامبر) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، بلكه آنانزنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند)).