جمد کندی

لغت نامه دهخدا

جمد کندی. [ ج َ دِ ک ِ ] ( اِخ ) از صحابیان است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

از صحابیان است

جمله سازی با جمد کندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه بازو و چه دستست آنکه گیرد سستی و کندی ازین دندان پیل مست از آن چنگال شیر نر

💡 جوزف کندی سینیر، سفیر ایالات متحده در بریتانیا، پس از انجام مصاحبه روزنامه‌ای که در آن اظهار داشت «دموکراسی در انگلیس به پایان رسیده‌است»، از رئیس‌جمهور روزولت خواسته می‌شود استعفا دهد.

💡 سد پناهکندی مربوط به دوره ایلخانی است و در شهرستان ماکو، روستای پناه کندی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۳۵۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 هر آن یتیم که کندی نمودی اندر راه رخش ز صدمه سیلی یکی نمود سیاه

💡 بود بی‌غیرت که نقش یار را بر سنگ کند ور به لوح سینه کندی صورتی پنداشتی

💡 با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتان کندی بر من بیچاره دل خویش رحیم

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز