جفت مشیمه
لغت نامه دهخدا
جفت مشیمه. [ ج ُ ت ِ م َ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به جفت شود.
جمله سازی با جفت مشیمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه در نشیمن دانش نشست چون تو همای نه از مشیمه اقبال زاد، چون تو وزیر
💡 بزاد رومی آتش ز فحم زنگی وش چو ترک بچه صبح از مشیمه دیجور
💡 تو هم خطا کنی، ار باشدت در اصل خطا که از مشیمه کژ آدمی نیابد راست
💡 هم نطفه در رحم ز تو اجری خور نصیب هم دانه در مشیمه خاک از تودر نما
💡 نامش به ننگ تهمت مریم شکست از آنک گنگ آمد از مشیمه، مسیح سخنورش
💡 بعشق صورت او در مشیمه هر انسان رسد به مرتبه صورت از هیولایی