لغت نامه دهخدا
جسم مزدوج. [ ج ِ م ِ م ُ دَ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد از آن جسم مرکب باشد مانند موالید. ( از شرح حکمت اشراق از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
جسم مزدوج. [ ج ِ م ِ م ُ دَ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد از آن جسم مرکب باشد مانند موالید. ( از شرح حکمت اشراق از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
مراد از آن جسم مرکب باشد مانند موالید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجا که گروه تقارن هر چندوجهی با گروه تقارن مزدوج آن یکی است، تنها سه گروه تقارن در رابطه با اجسام افلاطونی مطرح میشود که عبارتند از:
💡 بتوان پیدا کرد، به دنبال آن، از یک حل کننده تکراری مانند روش گرادیان مزدوج استفاده می شود. یکی از مزایای این الگوریتم این است که تعداد کلاس های
💡 توزیعات مزدوج پیشین مشابه تابع ویژه در نظریه عملگرها هستند از این جهت که توزیعاتی هستند که در آنها «عملگر شرطی سازی»، در صورت در نظر گرفتن فرایند تغییر از توزیع پیشین به پسین به عنوان یک عملگر، به روشی کاملاً قابل درک عمل میکند.
💡 یک سیستم مزدوج دارای ناحیهای از اوربیتالهای p همپوشانی شدهاست که در آن موقعیتهای مجاور، که در نمودارهای ساده فاقد پیوند π هستند، به صورت پل بین دو موقعیت قرار میگیرند. آنها اجازه میدهند که الکترونهای π در تمام اوربیتالهای p همترازِ مجاور جابجا شوند. الکترونهای π به یک پیوند یا اتم منفرد تعلق ندارند، بلکه به گروهی از اتمها تعلق دارند.
💡 فرم جبری متفاوتی بگیرد. برای انتخابهای مشخصی از توزیع پیشین، توزیع پسین فرم جبری مشابه توزیع پیشین خواهد داشت (عموماً با مقادیر پارامترهای متفاوت). چنین انتخابی یک توزیع مزدوج پیشین است.
💡 باید توجه داشت که اسید میتواند عضو باردار و باز مزدوج میتواند ماده خنثی باشد که در آن صورت، شمای کلی واکنش به این قرار خواهد بود: