جسته دوزی

لغت نامه دهخدا

جسته دوزی. [ ج ِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) قسمی دوختن در خیاطی. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

قسمی دوختن در خیاطی

جمله سازی با جسته دوزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلم هرگه به وصف نیش مژگان تو پردازد چو خون جسته مضمون در رگ نشتر کند بازی

💡 كسى كه از على دورى جويد از من دورى جسته و كسى كه از من دورى جويد از خدا دورىجسته است.

💡 چون صوفیان که نکته توحید بشنوند هر جا گذشته ذکر تو از جای جسته ایم

💡 ولى آنان كه عقيده دارند اين دو آيه گفتار يوسف است و تناسبى با گفتار زليخا ندارد،به چند دليل تمسك جسته اند:

💡 بارى براى اين سيد بزرگوار، ابويعلى، و همين شرف و فضيلت بس كه ازمكتب چنين استادى بهره جسته و از منبع فيض وى استفاضه نموده است.

💡 پیکان ز جگر جسته و زخمی شده جان هم وین طرفه که تیرت ز کمانخانه نجسته

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز