جزء تیری

فرهنگستان زبان و ادب

{beam element} [مهندسی عمران] جزئی از یک تیر که کارکرد اصلی آن تحمل خَمش است

ویکی واژه

جزئی از یک تیر که کارکرد اصلی آن تحمل خَمش است.

جمله سازی با جزء تیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو اگر بر نام من تیری بیندازد کمان تو

💡 رو که هر تیری که از میدان حکم آمد به ما هدیه جان سازیم و استقبال آن پیکان شویم

💡 دنریس و ناوگانش به دراگون استون می‌رسند. پس از ورود او و مشاورانش به قلعه، تختی را می‌بیند که اجدادش ساخته‌اند، با تیریون وارد اتاق جنگ می‌شود و می‌پرسد: «آیا شروع کنیم؟»

💡 او در تاریخ ۸ شهریور ۱۲۸۶ ه‍.خ. علی اصغر اتابک را کشت و چون در محاصره افتاد، تیری هم به خود زد و درگذشت. هنگام مرگ بیست و دو ساله بود. از جیب او کارتی به دست آمد که روی آن نوشته بود:

💡 تا کی درین نخجیرگاه از شوق صید آرزو هرگاه تیری افکنم همچون شهاب از خود روم

💡 بی‌درنگ پس از آن ولف، لیبرمن را با نیروهای ویژه شکار کرد و او را با زدن تیری کشت و او را به تبهکاری بدنام کرد. گلوله به گوشی لیبرمن خورد و او توانست برهد.