جریده ٔ زندانیان

لغت نامه دهخدا

جریده زندانیان. [ ج َ دَ / دِ ی ِ زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ). دفتری که اسامی زندانیان در آن ثبت میشد، دوسیه، پرونده از زندانیان: گفت بزندان تو اندر، بسیار کس هست که کشتن بر وی واجب است... و بجریده زندانیان نگاه کردند هشتصدتن یافتندکه بر ایشان کشتن واجب بود. ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

دفتری که اسامی زندانیان در آن ثبت میشد دوسیه پرونده از زندانیان.

جمله سازی با جریده ٔ زندانیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پای این زندانیان بیرون کنم بند گران بر چرخ بنهم نردبان تا جان برآید بر علا

💡 در دل زندانیان را چون به تحریک آورد نالهٔ زنجیر هم در گوش ما دارد اثر

💡 سازمان عفو بین‌الملل و خبرگزاری آسوشیتدپرس در اواخر سال ۲۰۰۳ اقدام به انتشار گزارش‌هایی دربارهٔ شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب کردند.

💡 همچنین برخی از پاسدارها روی جنازه زندانیان اعدام‌شده، راه می‌رفتند؛ در حالی که زندانیان دیگر، نظاره‌گر بودند.

💡 این فیلم، برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام را که در دهه ۶۰ خورشیدی و در برخی از زندان‌های ایران علیه زندانیان سیاسی زن اعمال شده، مستند می‌کند.

💡 قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَیْرِی گفت: اگر خدایی گیری جز زمن، لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ (۲۹) چنان کنم که از زندانیان باشی.