جرأت دادن
مترادفها
جسور کردن، دلگرم کردن، تشویق کردن
متضادها
ترساندن، بازداشتن، دلسرد کردن
لغت نامه دهخدا
جرأت دادن. [ ج ُ ءَ دَ ] ( مص مرکب ) دلیر گردانیدن. دل دادن. و رجوع به جرأت شود.
فرهنگ فارسی
دلیر گردانیدن دل دادن
جمله سازی با جرأت دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترک جرأت کن اگر عافیتت میباید آشیان در ته بال است چو پرواز نماند
💡 تلاشهای مستمر و تشویقهای مداوم والدین باعث شد تا کودک بتواند با جرأت دادن به او، برای اولین بار در مقابل جمع خانواده صحبت کند.
💡 مدیر شرکت با استفاده از کلمات مثبت و حمایت از ایدههای نو، سعی داشت با جرأت دادن به کارکنان، خلاقیت آنها را در پروژهها شکوفا کند.
💡 مشاور خانواده با استفاده از روشهای روانشناختی، سعی کرد با جرأت دادن به نوجوان، اجازه دهد تا او مشکلات خود را با والدین بازگو کند.