جدول تواریخ

مترادف‌ها

گاه‌شمار، فهرست وقایع

لغت نامه دهخدا

جدول تواریخ. [ ج َدْ وَ ل ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جدولی که در آن فاصله تاریخها را ازروی روزهای آن بیان میدارند وشکل آن بکردار منبراست واختلاف تاریخهای رومی و قبطی و هجری و جلالی و غیره را نشان میدهد. رجوع به التفهیم بیرونی ص 239 ببعد شود.

فرهنگ فارسی

جدولی که در آن فاصله تاریخها را از روی روزهای آن بیان میدارند و شکل آن بکردار منبر است و اختلاف تاریخهای رومی و قبطی و هجری و جلالی و غیره را نشان میدهد.

جمله سازی با جدول تواریخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مایاها در ذکر تواریخ معمولاً در کتیبه‌ها هردو سالنمای تزولکین و هاآب را بکار می‌بردند.

💡 شب که از درس شدی خسته و از مشق کسل نقل گویم به تو از روی تواریخ و سِیر

💡 نام تو بیالوده تواریخ شهان را هرچند که نت ننگ و نه ناموس و نه نام است

💡 کاشانی دارد؛ گرچه غفاری، بیشتر به بیان تواریخ و جزئیات پرداخته اما رنگ و بوی کتاب عبدی بیک بیشتر ادبی است.

💡 تاریخ‌نگاران برای سازماندهی وقایع مهم تاریخی و نمایش توالی زمانی رویدادها، از جدول تواریخ بسیار دقیق و جامع در کتاب‌های مرجع خود استفاده می‌کنند.

💡 در مطالعات باستان‌شناسی، تهیه یک جدول تواریخ دقیق برای تطبیق دوره‌های مختلف استقرار سکونت انسان‌ها در یک منطقه، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

💡 دانشجویان رشته‌های علوم انسانی برای درک بهتر سیر تحول تمدن‌های مختلف، نیاز دارند که جدول تواریخ مربوط به هر عصر را به دقت مطالعه و بررسی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران