جامه افکندن
مترادفها
لباس درآوردن، برهنه شدن
متضادها
جامه پوشیدن
لغت نامه دهخدا
جامه افکندن. [ م َ / م ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدن بخانه و منزل. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
رسیدن بخانه و منزل
جمله سازی با جامه افکندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سری کز تو گردد بلندیگرای به افکندن کس نیفتد ز پای