جامه ٔ نوروز
لغت نامه دهخدا
جامه نوروز. [ م َ /م ِ ی ِ ن َ / نُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جامه ای که در نوروز پوشند. ( آنندراج ). جامه عید:
هرچه زر و جامه نوروز بود
توسن تندش ادب آموز بود.میرخسرو( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
جامه که در نوروز پوشند
جمله سازی با جامه ٔ نوروز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کفت چون ابر نوروزی گهر بارد شبان روزی برای زائران از زر چو باغ اندر خزان کردی
💡 تا بود نوروز و عید ایام عیش و خرمی فصلهای سال تا افزون نباشد از چهار
💡 با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود شبم از وصل تو با روز برابر شده بود
💡 شاگردان ما عموما در سفرهای نوروزی و تابستانی به جمع آوری انواع مواد می پرداختند.
💡 دولت او باد نوروزست و عالم گلستان گل بود در بوستان از باد نوروزی طری