جامه ٔ نادوخته

لغت نامه دهخدا

جامه نادوخته. [ م َ / م ِ ی ِ ت َ / ت ِ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کفن:
جامه نادوخته پوشیده هم روزنخست
هر کسی کو را گرفت از هیبت تیغ تو تب.فرخی.

فرهنگ معین

( جامة نادوخته ) ( ~ء ت ) (اِمر. ) کفن.

جمله سازی با جامه ٔ نادوخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای بزربفت و کمر آموخته آخرستت جامهٔ نادوخته

💡 بتست آدمی را رخ افروخته جهان جامه‌ای چون تو نادوخته