جاری مجرای
لغت نامه دهخدا
جاری مجرای. [ م َ ] ( از ع، ص مرکب، اِ مرکب ) قائم مقام. ( آنندراج ). جانشین. بجای آن. نائب مناب. نازل منزله. بمنزله آن: چنانکه اگر بعضی از آن اقوال و تقریر مجرای بازی و مزاح میشود و نازل منزل هزل و سفاح میگردد. ( ترجمه محاسن اصفهان صص 108 - 109 ). و آنچه جاری مجرای او باشد به کوره و بلد ما در این سال و بقایای ماقبل آن. ( تاریخ قم ص 151 ).
جمله سازی با جاری مجرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش از جنگ خلیج، کویت تنها کشور «طرفدار شوروی» در منطقه خلیج فارس بود. کویت به عنوان مجرای شوروی به سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس عمل میکرد و از کویت برای نشان دادن منافع یک موضع طرفدار شوروی استفاده میشد.
💡 مجراهای بینابینی بی کربنات را به مجاری داخل لوبولی میبرند که به مجرای لوبولی تبدیل میشوند. این مجاری لوبولی در نهایت به هم نزدیک میشوند و مجرای اصلی پانکراس را تشکیل میدهند.
💡 در طی آزمون، پروب بر روی مجرای گوش خارجی عایق شده و دستگاه عبوردهی صوت را با تغییرات فشار بررسی میکند. نتایج معمولاً به شکل نمودار (گراف) ترسیم شده و میانگوشنگار (تیمپانوگرام) نام دارد.
💡 دزدِ رهزن، دزدِ نادان است، راحت پشتِ میز دزدِ دانا، دزدی از مجرای قانون میکند!
💡 بعضی سوفلها هم در دیاستول سمع میشوند و هم در سیستل مانند سوفل ناشی از مجرای شریانی باز.