لغت نامه دهخدا
تیزپروازی. [ پ َرْ ] ( حامص مرکب ) سرعت طیراو عمل پرواز کردن به تندی و سرعت. ( ناظم الاطباء ).
تیزپروازی. [ پ َرْ ] ( حامص مرکب ) سرعت طیراو عمل پرواز کردن به تندی و سرعت. ( ناظم الاطباء ).
سرعت طیران و عمل پرواز کردن به تندی و سرعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقصدهای پروازی راون آلاسکا به شرح زیر است (تا تاریخ ژوئن ۲۰۱۴[بروزرسانی]):
💡 یک سحر تا نقشبندم صد چمنرنگم شکست تا به پروازی رسم اندیشه چندین بال ریخت
💡 غبار هوش توفان دارد ای مستی جنون تازی بهار شوق خار اندوده است ای شعله پروازی
💡 در این حادثه ۱۷۶ نفر از جمله ۱۶۷ مسافر و ۹ خدمهٔ پروازی جان خود را از دست دادند.
💡 درین ظلمت سرا تا راه پروازیکنم روشن چو طاووس از عدم بر بال و پرگلجام میبندم
💡 نمی آید ز من چون چشم بر گرد جهان گشتن همین در خانه خویش است پروازی که من دارم