تیار کردن

لغت نامه دهخدا

تیار کردن. [ ت َی ْ یا / ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درست و آماده و مهیا کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). مهیا کردن و حاضر کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تیار شود.

فرهنگ فارسی

درست و آماده و مهیا کردن مهیا کردن و حاضر کردن

جمله سازی با تیار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طعنه بر لجۀ تیار زند موج سراب دیدۀ کشته مگر تشنه لبش بر لب آب