لغت نامه دهخدا
تکبیر کشیدن. [ ت َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اﷲاکبر، اﷲاکبر گفتن. تکبیر کردن. تکبیر گفتن:
خورشید از کمال تو تکبیر می کشد
ماه از تو کس ندید تمام آفریده تر.نظیری نیشابوری ( از آنندراج ).رجوع به تکبیر شود.
تکبیر کشیدن. [ ت َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اﷲاکبر، اﷲاکبر گفتن. تکبیر کردن. تکبیر گفتن:
خورشید از کمال تو تکبیر می کشد
ماه از تو کس ندید تمام آفریده تر.نظیری نیشابوری ( از آنندراج ).رجوع به تکبیر شود.
الله اکبر گفتن تکبیر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عرش میگفت در احد تکبیر پدرش تیغ فتح میآهخت
💡 هرچه در هر دو جهان دون خداست بر همه تکبیر باید کرد راست