فرهنگستان زبان و ادب
{crystal settling} [زمین شناسی] فرونشستن (sinking ) بلورهایی با چگالی بالا در یک ماگما
{crystal settling} [زمین شناسی] فرونشستن (sinking ) بلورهایی با چگالی بالا در یک ماگما
💡 نیست لایق که نشینی تو به چشم همه خلق آنچه در مرتبه [و] شأن تو دیدم گفتم
💡 نامه شاه تهماسب دوم به مرتضی قلی بیگ درباره سربازگیری از ولایات جهت نبرد با افغانها و روسها پس از عقب نشینی عبدالله پاشا ː
💡 هم دل و هم جان ما، هر یک صبوحی زان تو بر سر و بر چشم ما، هر جا نشینی جای تست
💡 کمین گشاده درآیی به هر دری به شکارش کمان کشیده نشینی ز هر طرف به کمینش
💡 از چه نشینی، خموش، خیز و به عشرت بکوش باده صافی بنوش، مدح شهنشه بخوان