تنوره زدن

لغت نامه دهخدا

تنوره زدن. [ ت َ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چرخ زدن و گرد گشتن و حلقه بستن، چنانکه گردباد تنوره می زند. ( آنندراج ). گرد چیزی گرد آمدن:
هزاران دلیران جوینده کین
به گردش تنوره زدند از کمین.اسدی.تنوره زد از گردش اندر سپاه
ز هر سو بزخمش گرفتند راه.اسدی.رجوع به تنوره شود.
|| در اصطلاح، هوا گرفتن دیو است... ( آنندراج ). تنوره کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ):
از این سهم بر کهکشان رو نهاد
تنوره زنان دیوسان گردباد.آدم ( از آنندراج ).به سوی آسمان از شهر و پوره
بسان دیو زد آتش تنوره.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).رجوع به تنوره کشیدن و تنوره شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) در حال چرخیدن بهوا پریدن: [ دیوان تنوره میکشند و به آسمان میروند.]
چرخ زدن و گرد گشتن و حلقه بستن چنان که گرد باد تنوزه می زند. گرد چیزی گرد آمدن.

جمله سازی با تنوره زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک آتش از قنینه زده عکس بر سهیل یک آتش از تنوره زده نور بر قمر

💡 بویِ خوشِ لاله در تنوره ی آتش قاعده ی مجمرست و عودِ قِماری

💡 چون تنوره به زیر این طارم / همه آتش دمان و آتش دم

💡 شکل تنوره چون قفس طاوس و زاغش هم‌نفس چون ذروهٔ افلاک بس مریخ و کیوان بین در او

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز