تمجمج کردن

لغت نامه دهخدا

تمجمج کردن. [ ت َ م َ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلمات را نامفهوم و جویده جویده ادا کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کلمات را نامفهوم و جویده جویده ادا کردن.

جمله سازی با تمجمج کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البته بايد در نظر داشت كه خلفاى سه گانه در منع و جلوگيريشان از نوشتن وبازگويى و نشر احاديث و سنت پيغمبر (ص ) صراحت بيان نداشته، تمجمج مى كردند وآن گونه كه معاويه غرض و مقصود خود را در چنين عملى بر زبان مى آورد، آنها اظهارنمى داشتند. اينك به سرگذشت حديث در دوره زمامدارى معاويه توجه كنيد.

💡 از آن تاريخ به بعد، روزهاى جمعه را من در مسجد به زير منبر پدرم كه والى مدينه بودمى نشستم و به خطبه پدرم گوش مى دادم و به لبهاى او خيره مى شدم، تا آنگاه كهموقع لعن و ناسزاى به على مى رسيد مى ديدم كه تمجمج مى كند و زير لب كلماتىنامفهوم مى گويد، كه فقط خدا مى دانست، و من از آن در شگفت بودم. تا اينكه روزى بهاو گفتم: پدر! تو فصيحترين مردم هستى و در اداى خطبه چيره دست ترين آنهايى. چطوراست كه آنگاه كه به اداى لعن اين مرد مى رسى بشدت زبانت مى گيرد و الكن مى شوى ؟گفت:

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز