تقوا و حقوق یتیمان

این دو مفهوم، در نظام اخلاقی اسلام، دو روی یک سکه تلقی می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که تقوا، به معنای پرهیزگاری و خدامحوری، اصلی‌ترین محرک برای رفتارهای اخلاقی و اجتماعی، از جمله نیکوکاری و عدالت، محسوب می‌گردد. آیات قرآن کریم به‌صراحت بر این اصل تأکید می‌کنند که فرمان به پرهیزگاری و ترس از خداوند، بلافاصله با دستور به ادای حقوق مالی یتیمان همراه می‌شود؛ این هم‌نشینی نشان می‌دهد که رعایت حقوق این قشر آسیب‌پذیر، نه صرفاً یک توصیه اخلاقی، بلکه محک و معیار اصلی سنجش میزان تقوای فرد است. بنابراین، کسی که ادعای تقوا دارد، باید در حوزه عمل، به‌ویژه در مواجهه با اموال و حقوق کسانی که سرپرست ندارند، نهایت احتیاط و امانت‌داری را به کار بندد.

دستورات الهی در این زمینه بسیار دقیق و صریح است و از هرگونه سوءاستفاده مالی از یتیمان، حتی به بهانه تعویض مال خوب با مال بد یا مخلوط‌سازی، منع کرده است. قرآن کریم با نهی شدید «ولا تاکلوا اموالهم الی اموالکم» و نیز فرمان به «عدم نزدیکی به مال یتیم جز به نیکوترین شیوه» (احتمالاً به قصد اصلاح و سرمایه‌گذاری مشروع)، سطح بالایی از مسئولیت‌پذیری را برای سرپرستان و جامعه تعریف می‌کند. این سخت‌گیری‌ها بیانگر اهمیت حیاتی حفظ دارایی‌های یتیمان برای تأمین آینده و استقلال آنان است. در واقع، این آیات، معیار سنجش تقوا را از سطح اعتقادات قلبی به ساحت معاملات اقتصادی و تعاملات اجتماعی کشانده و هرگونه تعدی به اموال یتیم را گناهی کبیره می‌شمارد که مستقیماً با مقام تقوا در تعارض است.

در نهایت، آیات الهی این توصیه مهم را با جمله «ذلکم وصــکم به لعلکم تتقون» به اوج می‌رساند؛ یعنی، این مجموعه از اوامر الهی درباره حقوق یتیمان، در حقیقت، همان توصیه‌ای است که خداوند برای تحقق و تثبیت صفت تقوا در وجود انسان‌ها نازل کرده است. این ساختار منطقی نشان می‌دهد که عمل صالح، به‌ویژه حمایت از ضعیف‌ترین اعضای جامعه، نه امری فرعی، بلکه جزئی لاینفک از مسیر تقواورزی است. از این منظر، تکالیف مربوط به یتیمان، آزمونی عملی برای سنجش میزان پرهیزگاری و اخلاص انسان در برابر خالق است و جامعه‌ای که حقوق یتیمان را به‌درستی رعایت کند، جامعه‌ای است که به آموزه‌های بنیادین تقوا متعهد مانده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تقوا و حقوق یتیمان (قرآن). از اثرات تقواپیشگی رعایت کردن حقوق یتیمان از جانب انسان های متقی می باشد.
تقواپیشگی، درپی دارنده رعایت حقوق یتیمان می باشد:یـایها الناس اتقوا ربکم... • وءاتوا الیتـمی امولهم ولا تتبدلوا الخبیث بالطیب ولا تاکلوا امولهم الی امولکم...ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید!... •و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید، زیرا این گناه بزرگی است! ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن... •... ذلکم وصــکم به لعلکم تتقون.و به مال یتیم، جز به بهترین صورت (و برای اصلاح )، نزدیک نشوید،...•... این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!»
خیانت در اموال یتیمان
در هر اجتماعی بر اثر حوادث گوناگون پدرانی از دنیا می روند و فرزندان صغیری از آنها باقی می مانند منتها در جوامع ناسالم که گرفتار جنگ های داخلی هستند، مانند جامعه عرب در زمان جاهلیت، تعداد اینگونه کودکان یتیم بسیار زیادتر است، که باید از طرف حکومت اسلامی و فرد فرد مسلمانان، تحت حمایت قرار گیرند. در آیه فوق سه دستور مهم درباره اموال یتیمان داده شده است.۱. و آتوا الیتامی اموالهم، در این جمله دستور می دهد که: اموال یتیمان را به هنگامی که رشد پیدا کنند به آنها بدهید، یعنی تصرف شما در این اموال تنها به عنوان امین و ناظر و وکیل است نه به عنوان یک مالک.۲. و لا تتبدلوا الخبیث بالطیب، و هیچگاه اموال پاکیزه آنها را با اموال ناپاک و پست خود تبدیل نکنید، این دستور در حقیقت برای جلوگیری از حیف و میل هایی است، که گاهی سرپرست های یتیمان به بهانه اینکه تبدیل کردن مال به نفع یتیم است یا تفاوتی با هم ندارد، و یا اگر بماند ضایع می شود، اموال خوب و زبده یتیمان را برمی داشتند و اموال بد و نامرغوب خود را بجای آن می گذاشتند.۳. و لا تاکلوا اموالهم الی اموالکم، و اموال آنها را با اموال خود نخورید، یعنی اموال یتیمان را با اموال خود مخلوط نکنید بطوری که نتیجه اش تملک همه باشد، و یا اینکه اموال بد خود را با اموال خوب آنها مخلوط نسازید که نتیجه اش پایمال شدن حق یتیمان باشد (الی در جمله بالا در حقیقت به معنی مع است). در آیات فوق، تعبیر به لا تقربوا (نزدیک نشوید) شده است، این موضوع در مورد بعضی از گناهان دیگر نیز در قرآن تکرار شده است، به نظر می رسد که این تعبیر در مورد گناهانی است که وسوسه انگیز است مانند: زنا و فحشاء و اموال بی دفاع یتیمان و امثال اینها، لذا به مردم اخطار می کند که به آنها نزدیک نشوند تا تحت تاثیر وسوسه های شدیدشان قرار نگیرند. در پایان هر یک از این آیات سه گانه به عنوان تاکید جمله ذلکم وصاکم به، (این چیزی است که خداوند شما را به آن توصیه می کند) آمده است، با این تفاوت که در آیه اول با جمله لعلکم تعقلون و در آیه دوم با جمله لعلکم تذکرون و در جمله سوم با جمله لعلکم تتقون ختم شده است. و این تعبیرات مختلف و حساب شده گویا اشاره به این نکته است که نخستین مرحله به هنگام دریافت یک حکم، تعقل و درک آن است، مرحله بعد، مرحله یادآوری و تذکر و جذب آن می باشد و مرحله سوم که مرحله نهایی است، مرحله عمل و پیاده کردن و تقوا و پرهیزگاری است.درست است که هر کدام از این جمله های سه گانه بعد از ذکر چند قسمت از ده فرمان فوق آمده است ولی روشن است که این مراحل سه گانه اختصاص به احکام معینی ندارد، زیرا هر حکمی تعقل و تذکر و تقوا و عمل لازم دارد، بلکه در حقیقت رعایت جنبه های فصاحت و بلاغت ایجاب کرده که این تاکیدات در میان آن احکام دهگانه پخش گردد.

جمله سازی با تقوا و حقوق یتیمان

💡 نسوزد دل اگر صائب سرشک ناامیدی را که از بهر یتیمان مهره گهواره می سازد؟

💡 ای که سخت از ریزش اشک یتیمان غافلی سیل را باران پی در پی مسلم می‌کند

💡 بوترابت تا لقب گردیده دارد آسمان چون یتیمان گرد غم بر چهره از رشک زمین

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز