لغت نامه دهخدا
تفضیل نهادن. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) برتری دادن. برگزیدن کسی را بر دیگری. افزونی نهادن یکی بر دیگری:
یگانه بار خدایی که از فضائل او
همی نهند زمین را به آسمان تفضیل.امیر معزی ( از آنندراج ).
تفضیل نهادن. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) برتری دادن. برگزیدن کسی را بر دیگری. افزونی نهادن یکی بر دیگری:
یگانه بار خدایی که از فضائل او
همی نهند زمین را به آسمان تفضیل.امیر معزی ( از آنندراج ).
( مصدر ) رجحان دادن برتری دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگاه «ین» در آخر صفات تفضیلی درآید، افادهٔ معنی تخصیص کند، مثل: کمترین، فاضلترین.
💡 هرگه که نهد بنده جبین پیش تو بر خاک تفضیل نهد بر همه اندام جبین را
💡 شرحِ حسنِ تو به تفضیل نمی یارم گفت گاه گاه از پیِ تخفیف کنم منتخبش
💡 از لطافت آسمان تفضیل دارد بر زمین هست با هر دو به تایید و سعادت آشنا