تصویر قیاسی

فرهنگستان زبان و ادب

{analogue image} [مهندسی نقشه برداری] تصویری که در آن تغییرات پیوستۀ یک ویژگی مشخص با تغییرات پیوسته در مایۀ خاکستری نشان داده شده باشد

جمله سازی با تصویر قیاسی

💡 عمر مردم همه در پردهٔ حیرانی رفت عالم خاک کم از عالم تصویر نبود

💡 بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست ز آنکه بر دیده تصویر نظر پنهانست

💡 لاغری بین که در اندیشهٔ نقشم، نقّاش آنقدر ماند که تصویر مرا پیر کشید

💡 تصویر لا به صورت مقراض بهر چیست یعنی زبهر قطع تعلق زما سوی است

💡 نشد گشاده دلی از نوای من، تا چند نسیم غنچه تصویر بایدم بودن؟

💡 نام آن خواجه که بر مخلص شعر تو رود تا گه صور بود بر همه جانها تصویر