تشنیع زدن

لغت نامه دهخدا

تشنیع زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) زشت گفتن. ( آنندراج ):
ای تو قدیم میکده، هم مستی و هم می زده
تشنیعهای بیهده چون می زنی ای بدگهر.مولوی ( از آنندراج ).چون جری کم آمدش در وقت چاشت
زد بسی تشنیع او، سودی نداشت.مولوی.همچنین این ماجراها بازرفت
باز زد آن مدعی تشنیع زفت.مولوی.دشنام دهد دشمن تشنیع زند دوست
چندان شنوم از که و چندین به که گویم.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زشت گفتن

جمله سازی با تشنیع زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گو مدّعیان از سرِ تشنیع و شماتت شوری ز میان خانۀ طامات بر آرید

💡 عاشقِ سوخته خرمن چو نزاری باید که به تشنیع در افواهِ خلایق باشد

💡 شاه تشنیع تُرک خود بشناخت هندوی کرد و پیش او در تاخت

💡 یک‌دمی دیگر برین تشنیع راند باز داودش به پیش خویش خواند

💡 همانا خروس است غماز مستان که تشنیع او راز ایشان نماید

💡 چون جری کم آمدش در وقت چاشت زد بسی تشنیع او سودی نداشت

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز