ترش ابه

لغت نامه دهخدا

( ترش آبه ) ترش آبه. [ ت ُ / ت ُ رُ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) آبی که بصورت قی برآید با طعم ترش. لعابی ترش که از دهان سرازیر شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).، ترشابه. [ ت ُ / ت ُ رُ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) ترشاوه. سماق راگویند و آن معروف است و از آن آش پزند و خورند و آن آش را تتماج گویند، و تتم ترکی است. ( انجمن آرا ).

فرهنگ عمید

= سماق

فرهنگ فارسی

( ترش آبه ) آبی که بصورت قی بر آید با طعم ترش لعابی ترش که از دهان سرازیر شود.

جمله سازی با ترش ابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو کان شکر و مردم مگس ترش منشین بگو رقیب که تو یار تندخو داری

💡 ساده‌دل ازکبر دانش‌، ترش‌رویی می‌کشد جوهر اینجا چین ابرو می‌شود شمشیر را

💡 هنگام سرو بُرش، کمی سمِتانا сметана که نوعی کرم ترش است روی آن می‌گذارند.

💡 ۱. آش رشته ۲. آش وریکه ۳. ترش آش ۴. گمرد آش ۵. کلم آش ۶. گنم آش ۷. دوغ آش.

💡 هر جا ترشی باشد اندر غم دنیا می‌غُرّد و می‌بُرّد از آن جای دل ما

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز