لغت نامه دهخدا
ترانه تراش. [ ت َ ن َ / ن ِ ت َ ] ( نف مرکب ) ترانه ساز. آهنگ ساز:
خرک ترانه تراش است و من خرانه تراش
خرانه هاست که در خر همی کنم انشاء.سوزنی.
ترانه تراش. [ ت َ ن َ / ن ِ ت َ ] ( نف مرکب ) ترانه ساز. آهنگ ساز:
خرک ترانه تراش است و من خرانه تراش
خرانه هاست که در خر همی کنم انشاء.سوزنی.
ترانه ساز آهنگ ساز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پنجه سینه خراشم ز دل ترانه کشم ز دیده اشک فشانم بلب قدح نوشم
💡 موسیقی فیلم توسط ساچین-جیگر ساخته شد و متن ترانه ها توسط پریا ساجائیا نوشته شده بود.
💡 باغ و بهار ما جگر داغدار ماست در برگریز، بلبل ما بی ترانه نیست
💡 ساقی شراب داده هر لحظه از دگر جام مطرب سرود گفته هر دم دگر ترانه
💡 سوداییان بخت سیه را ترانههاست طوطی هزار رنگ به بنگاله میشود
💡 شاید که پرتوی دهد ای مطرب صبوح سوز دلم ترانه ی بزم شبانه ساز