لغت نامه دهخدا
تخم افشانی. [ ت ُ اَ ] ( حامص مرکب ) تخم ریزی. تخم پاشی. کاشتن تخم نبات در زمین.
تخم افشانی. [ ت ُ اَ ] ( حامص مرکب ) تخم ریزی. تخم پاشی. کاشتن تخم نبات در زمین.
تخم ریزی. تخم پاشی. کاشتن تخم نبات در زمین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز فرط جود تست آنهم که تیغ از صحبت دستت کند در وقت کین بر فرق دشمن گوهر افشانی
💡 مانع جودم نمی گردد تهی دستی که هست هر مژه دست دگر در گوهر افشانی مرا
💡 چو شد ناگاه چشمت باز و دیدی آنچه دانستی ز خوشی گه به جوش آیی ز شادی گه پر افشانی
💡 حال صحرای پر از گرد علایق را مپرس سر به سر اوقات من در دامن افشانی گذشت
💡 پر افشانی ز موج گوهرم صورت نمیبندد سر این رشته تا بودم پریشان بود در دستم