تخته بید
لغت نامه دهخدا
تخته بید. [ ت َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ساس. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ساس
جمله سازی با تخته بید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟ که در سراچهٔ ترکیب، تختهبندِ تنم
💡 آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست
💡 لیک خود پاره ای تخته نیارست گسست موج این بار چنان کشتی طاقت بشکست
💡 تخته آیینه مهر تواند این سینهها زیر مشتی قطعه عکس خطت، آیینهها
💡 تخته ارژنگ و ملک چین و قصر بیستون کز ورای نه سپهرش آستانی دیگرست
💡 هنرمندان صنایع دستی برای ساخت سازهای موسیقی بسیار ظریف، معمولاً از تخته بید استفاده میکنند زیرا این چوب ویژگیهای منعطف و قابلیت تراشکاری فوقالعادهای دارد.
💡 در برخی از روستاهای دورافتاده، برای ساختن وسایل کاربردی آشپزخانه از تخته بید استفاده میشود که دوام بسیار زیادی در برابر رطوبت محیط دارند.
💡 اگر به دنبال ساخت یک قایق کوچک و سبک هستید، باید از تخته بید با کیفیت بسیار بالا استفاده کنید تا در برابر امواج دریا مقاوم باشد.