تخته بید

لغت نامه دهخدا

تخته بید. [ ت َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ساس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ساس

جمله سازی با تخته بید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟ که در سراچهٔ ترکیب، تخته‌‌بندِ تنم

💡 آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست

💡 لیک خود پاره ای تخته نیارست گسست موج این بار چنان کشتی طاقت بشکست

💡 تخته آیینه مهر تواند این سینه‌ها زیر مشتی قطعه عکس خطت، آیینه‌ها

💡 تخته ارژنگ و ملک چین و قصر بیستون کز ورای نه سپهرش آستانی دیگرست

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز