تخته برداشتن

لغت نامه دهخدا

تخته برداشتن. [ ت َ ت َ / ت ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) باز کردن در صندوق و تابوت و جز آن:
ز تابوت زر تخته برداشتند
که گفتار او خیره پنداشتند.فردوسی.- تخته برداشتن از دکان؛ واکردن دکان:
تو بزم ساز بعشرت که صبح باده فروش
پی صبوح تو این تخته از دکان برداشت.حسین ثنائی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

باز کردن در صندوق و تابوت و جز آن یا تخته برداشتن از دکان واکردن دکان.

جمله سازی با تخته برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خزعل در ژوئن ۱۸۹۷، پس از کشته شدن برادرش مزعل، شیخ محمره (خرمشهر امروزی) شد. طبق گزارش‌ها، قاتلان واقعی مزعل «سه نفر سیاهپوست» بودند و گمان می‌رود که توطئه‌ای در کار بوده و همهٔ رؤسای قبیلهٔ محیسن و اکثر بستگان مزعل در آن شرکت داشتند. در ابتدا تصور می‌شد که خزعل در این توطئه نقش مستقیم نداشت، اما سفیر بریتانیا در تهران از خزعل به عنوان محرک اصلی یاد کرد. همین سفیر بعداً در یادداشتی به صراحت اعلام کرد که خزعل «برادرش را به قتل رساند». بدین‌ترتیب خزعل، شیخِ عشیره محیسن شد و از مظفرالدین‌شاه حکمرانی و سرحدداری محمره و لقب معزالسلطنه و درجهٔ امیرتومانی را دریافت کرد. از جملهٔ اقدامات خزعل برای تثبیت وضع خویش در خوزستان، از میان برداشتن شیوخ قبایلی چون شیخِ آل‌خمیس، شیخِ بنی‌طُرَف و شیخِ هویزه بود که به این ترتیب عشایر آنان زیرنفوذ شیخ خزعل قرار گرفتند.

💡 خراسان نیست آن کشور که آسان توان برداشتن دل از خراسان

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز