لغت نامه دهخدا
تحت جلدی. [ ت َ ت ِ ج ِ ] ( ص نسبی ) زیرجلدی. زیر پوست: تزریق تحت جلدی؛ که مایع را زیر پوست بیمار دوانند.
تحت جلدی. [ ت َ ت ِ ج ِ ] ( ص نسبی ) زیرجلدی. زیر پوست: تزریق تحت جلدی؛ که مایع را زیر پوست بیمار دوانند.
زیر جلدی زیر پوست تزریق زیر جلدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن نخست که پیری ترا بپیراید تو خود ز جلدی پیری همی بپیرایی
💡 اما بدون شک، اثر اصلی و مهم او، همان کتاب بزرگ و شش جلدی شرح حال رجال ایران است که انتشار آن از سال ۱۳۴۷ خورشیدی آغاز و در سال ۱۳۵۲ خورشیدی و به دلیل درگذشت وی، خاتمه یافت.
💡 سیدحسینی همچنین سرپرست و عضو اصلی تألیف و ترجمهٔ مجموعهٔ شش جلدی فرهنگ آثار بودهاست.
💡 چونکه این را جلدی و آن را نهٔ گر مرا بکشی تو تاوان را نهٔ
💡 جلدی است روزگار سراسر حدیث غم بر هر ورق که مینگرم مدعا یکی است
💡 دشمنت داد جلادت داد اما در گریز گر به این جلدی بماند میشود گیتیستان