فرهنگستان زبان و ادب
{hospitality trade} [گردشگری و جهانگردی] مجموعۀ فعالیت هایی که شرکت هایی خاص در زمینۀ فراهم آوردن خدمات برای مهمانان در مهمان خانه/ هتل و غذاخوری/ رستوران و مراکز تفریحی انجام دهند
{hospitality trade} [گردشگری و جهانگردی] مجموعۀ فعالیت هایی که شرکت هایی خاص در زمینۀ فراهم آوردن خدمات برای مهمانان در مهمان خانه/ هتل و غذاخوری/ رستوران و مراکز تفریحی انجام دهند
💡 و عقد آن بود که گوید، «این مال به تو دادم تا تجارت کنی و سود وی به دو نیم»، و وی گوید، «پذیرفتم». چون عقد بست، عامل وکیل وی باشد در خرید و فروخت و هرگاه خواهد فسخ کند روا بود. چون مالک فسخ کرد اگر جمله مال نقد بود و سود نبود، قسمت کنند. و اگر مال عرض بود و سود نبود، به مالک دهد، بر عامل واجب نبود که بفروشد.
💡 نام نکو مایه تجارت دنیاست کس نشود از چنین معامله مغبون
💡 به موجب ماده ۴ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، شرکت سهامی به دو نوع تقسیم میشود:
💡 گرفته ام عوض نیم جان ز لعل تو جانها زیان بجان مرسادش که کرده وضع تجارت