جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازآمد. سال دیگر جداگانه از سر بادیه احرام گرفت، و در راه در شهری شد. خلقی عظیم تبع او گشتند. چون بیرون شد مردمان از پی او بیامدند. شیخ بازنگریست. گفت: اینها کیاند؟
💡 افتاده بود بلبل تبع من از نوا بازش بهار مدح تو آورد در سخن
💡 پس به کعبه رفت و آن سال به مدینه نشد. گفت: ادب نبود او را تبع این زیارت داشتن. آن را جداگانه احرام کنم.
💡 مـؤ لف: اخـبـار در داستان تبع بسيار زياد است، و در بعضى از آنها آمده: او اولين كسىبود كه براى كعبه پوششى درست كرد.
💡 نزد یزدان نه صباح است برادر نه مسا چیز دیگر بود و ما تبع آن دگریم
💡 سلیمان که از تبعات تعقیب کردن ایرانیان در زمستان سرد بیمناک بود، تغییر نظر داد و تصمیم گرفت تا بر روی عراق که آبوهوای مساعدتری داشت تمرکز کند.