تاسوره جان
لغت نامه دهخدا
تاسوره جان. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، در 28هزارگزی باختر کرمانشاه قرار دارد. از راه سرآب خشکه در 2 هزارگزی میانکوه واقع شده است. دشت، سردسیر، 158 تن سکنه دارد. آب آن از چاه و رودخانه رازآور، محصولش غلات و حبوبات دیم، لبنیات و برنج است. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و در فصل تابستان میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جمله سازی با تاسوره جان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه من اینجا حدیث از سر جان میکنم نزد تو آنجا سخن از سر و زر میرود
💡 عشق او بود که آتش به دل و جان میزد عشق خوبان ستمکار غلط بود غلط
💡 پادشاهى ستمگر بر قوم ادريس حكومت ميكرد و فرمانش برمال و جان مردم نافذ بود.
💡 من کار عشق از مگس آموختم که او شیرین جان بداد و بحلوا در اوفتاد
💡 دل در پی راز عشق، پویان میدار جان میکن و راز عشق، در جان میدار
💡 مرا اگر نبود کام جان و عمر دراز چه باک چون لب جانبخش و زلف جانان هست