تازه اباد دوله ر
لغت نامه دهخدا
( تازه آباد دوله ر••• ) تازه آباد دوله رش. [ زَ دِ دو ل َ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ساردل بخش میرانشاه شهرستان سنندج است که در 48هزارگزی جنوب باختری دیواندره و 15هزارگزی جنوب باختری گاوآهن تو واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 54 تن سکنه دارد، سنی، کردی. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، لبنیات، توتون، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جمله سازی با تازه اباد دوله ر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساخت از ب شربنی بهر شفای خستگان طرفه شربت کآرزویش تازه را رنجور ساخت
💡 ای سرو ناز، تازه و تر میروی، دمی خوش باشد ار به سوی غریبان کنی نگاه
💡 یک گل از زخم خدنگت تازه بر من نشکفد من به ناخن تازه دارم داغ چندین ساله را
💡 موی تو کان رست ز پشت زهار تازه تر از سبزه ز تر در بهار
💡 صفت ز گل نکنم، نام از چمن نبرم تو سرخ تر ز گل و تازه روتر از چمنی
💡 ای که روی تو به صدبار، ز گل تازهترست از حیایت به عرق، روی گل تازه ترست