لغت نامه دهخدا
تاج دیک. [ ج ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از تاج ِ خروس است. ( انجمن آرای ناصری ).
تاج دیک. [ ج ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از تاج ِ خروس است. ( انجمن آرای ناصری ).
( اسم ) تاج خروس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عزل از من و نصب از من و دربار از تو تخت از تو و تاج از تو و شاهی از من
💡 گردون مگر مصحف نامش شنوده بود کابشر نوشت نامش بر تاج مشتری
💡 تخت زرت چو مشرق و ظل خدای گشت بگذاشت تاج چرخ ز تخت غبار تخت
💡 چو نرسی نشست از بر تخت عاج به سر بر نهاد آن سزاوار تاج
💡 من اینک به مرو آمدم کینهخواه نماند به هیتالیان تاج و گاه