تابع مهمل

لغت نامه دهخدا

تابع مهمل. [ ب ِ ع ِ م ُ م َ] ( اِ مرکب ) لفظ مهملی است که بعد از یک لفظ موضوع می آید و اغلب حروف آن با حروف متبوعش یکی است مثل چراغ مراغ، کتاب متاب. در زبان فارسی هر کلمه ای که دراولش میم نیست در مهملش حرف اول کلمه را انداخته جای آن میم می گذارند مثل اسب مسب، خواب ماب، و اگر در اول کلمه میم است بجای حرف اول مهمل پ می گذارند. مثل: مرد پرد، مرغ پرغ. ( فرهنگ نظام ). هر گاه دو لفظ درپی یکدیگر بر یک روی آید و لفظ ثانی برای تأکید لفظ اول بکار رفته باشد لفظ دوم را تابع لفظ اول گویندو چنین عمل را اِتباع نامند حال اگر لفظ دوم بی معنی و مهمل باشد آنرا تابع مهمل گویند اما قول مؤلف فرهنگ نظام در اینکه هر کلمه ای که در اولش میم نیست مهملش باید مسبوق بمیم باشد کلّیت ندارد:
ما آزموده ایم درین شهر بخت خویش
باید برون کشید ازین ورطه رخت خویش
گر موج خیز حادثه سر بر فلک زند
عارف به آب تر نکند رخت و پخت خویش.حافظ.

فرهنگ فارسی

لفظ مهملی است که بعد از یک لفظ موضوع می آید و اغلب حروف آن با حروف متبوعش یکی است مثل چراغ مراغ کتاب متاب.

جمله سازی با تابع مهمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یار چون در رَهِ میخانه قدم پیش نهد کیست کان راه و روش بیند و تابع نشود

💡 ز عشق پیروی راه و رسم عقل مجوی که خضر تابع نقش قدم نمی گردد

💡 تابع امرت قدر مطیع نهیت قضا خوف موبد بود از تو گسستن رجا

💡 یقین قضا شده تابع بحکم تو ایشاه فلک به موکب تو بنده و تو استظهار(کذا)

💡 پیر و جوان متابع تدبیر ما شدند تا رای پیر تابع بخت جوان ماست

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز