لغت نامه دهخدا
بیکزاده فیض اﷲبیگی. [ ب َ دَ ی ِ ف َ ضُل ْ لاه ب َ ] ( اِخ ) از ایلات ساکن اطراف مهاباد. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 109 ).از ایلات اطراف ساوجبلاغ مکری آذربایجان و مرکب از 1500 خانوار و شغل آنان زراعت است. ( یادداشت مؤلف ).
بیکزاده فیض اﷲبیگی. [ ب َ دَ ی ِ ف َ ضُل ْ لاه ب َ ] ( اِخ ) از ایلات ساکن اطراف مهاباد. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 109 ).از ایلات اطراف ساوجبلاغ مکری آذربایجان و مرکب از 1500 خانوار و شغل آنان زراعت است. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز زهد خشک به جائی نمیرسی ای فیض به روز شربت وصلش دهان ما تر کن
💡 غافل مشو ز ناله که در گلشن نیاز میبالد این نهال به آب و هوای فیض
💡 فیض اشعار و غزلیات نغزی نیز دارد و تخلّص شعری او «فیض» بودهاست. نمونهای از شعر او در ذیل آمدهاست:
💡 تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب تنها جهان بگیرد بی منّت سپاهی
💡 بر سر هم فیض در هر گوشه چون گل خرمن است جمله تن چون شاخ گل دامن شوید ای دوستان!