بیماری ناک

لغت نامه دهخدا

بیماری ناک. ( ص مرکب ) جائی که بیماری و ناخوشی می آورد. ( ناظم الاطباء ) بیماری ناک شدن زمین. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جائیکه بیماری و ناخوشی میاورد. بیماری ناک شدن زمین.

جمله سازی با بیماری ناک

💡 سری که درد ندارد چراش می‌بندی چرا نهی تن بی‌رنج را به بیماری

💡 به عین هوشیاری اینقدر مست به جز چشم تو بیماری ندیدم

💡 سحرگهی که به عون دعای شبخیزان سبک ترک شده باشی ز رنج بیماری

💡 بیماری عشق در وجود مردان همچون تب شیر و یرقان باز است

💡 شوخی مژگان شد از بیماری چشم تو بیش اضطراب نبض افزون تر بود رنجور را

💡 گفتیم حال تو بر بستر غم جامی چیست قدمی نه که به بیماری من نیست کسی