بیمار پرستی

مترادف‌ها

چاپلوسی، تملق، مداهنه، خوش‌خدمتی، نفاق

متضادها

ایثارگری، خودگذشتگی

لغت نامه دهخدا

بیمارپرستی. [ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) پرستاری بیمار. بیماربانی: و میخواهد تا بیمارپرستی در میان امت تو سنتی گردد. ( قصص الانبیاء ص 249 ).

فرهنگ فارسی

پرستاری بیمار. بیمار بانی

جمله سازی با بیمار پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شادم به ضعف خویش که بیماری نسیم ناز طبیب و منت درمان نمی کشد

💡 بر شخص تو چون کرد زیان بیماری زین پس نرهد از تو بجان بیماری

💡 ازدم این تیر تیز دیده ی نرگس بدوخت سنگدلی بین که چون طعنه به بیمار زد

💡 خسته زین بیش ز بیماری هجرم مپسند شربت وصل دریغ از من بیمار مدار

💡 خو کرد دل ریشم با روی تو وین ساعت روزی که نمی‌بیند بیمار همی باشد

💡 جانسوز دیاریست محبت، که طبیبان رسم است که حال دل بیمار ندانند

💡 بیمار پرستی یکی از شریف‌ترین مشاغلی است که نیاز به صبر بسیار زیاد، مهارت فنی بالا و همدلی عمیق با بیماران دارد.

💡 در سیستم‌های درمانی مدرن، بیمار پرستی تنها به معنای مراقبت جسمی نیست، بلکه شامل حمایت روانی از بیمار نیز می‌شود.

💡 برای موفقیت در حوزه بیمار پرستی، فرد باید بتواند در شرایط سخت و تحت فشار کاری زیاد، آرامش خود را حفظ کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران