بیع زمانی

بیع زمانی، یکی از انواع معاملات خاص در فقه و حقوق مدنی است که در آن انتقال مالکیت مال یا عین مورد معامله، محدود به یک بازه زمانی مشخص می‌شود. به عبارت دیگر، خریدار صرفاً در مدت زمان معین شده در قرارداد، حق استفاده و بهره‌برداری از مال یا ملک را دارد و پس از پایان این دوره، مالکیت و حق بهره‌برداری به فروشنده بازمی‌گردد. این نوع معامله به جای انتقال دائمی مالکیت، نوعی مالکیت موقتی و محدود به زمان ایجاد می‌کند و می‌تواند برای اهداف خاص اقتصادی، تفریحی یا سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار گیرد.

بیع زمانی معمولاً در حوزه املاک تفریحی، ویلاهای ساحلی، آپارتمان‌های گردشگری و اماکن مشابه کاربرد فراوان دارد. برای مثال، فردی ممکن است قراردادی منعقد کند که طی آن فقط در ماه فروردین بتواند از یک ویلای تفریحی استفاده کند و در باقی ماه‌های سال، ویلا در اختیار فروشنده یا سایر خریداران باشد. چنین ترتیبی به چندین نفر امکان بهره‌برداری متناوب از یک ملک را می‌دهد و هزینه مالکیت دائمی را کاهش می‌دهد.

در منابع و متون حقوقی و اقتصادی بین‌المللی، این نوع معامله با اصطلاح Time Sharing شناخته می‌شود. Time Sharing علاوه بر جنبه‌های تفریحی، در برخی کشورها به عنوان راهکاری برای کاهش هزینه‌ها، بهینه‌سازی استفاده از املاک و تسهیل سرمایه‌گذاری در املاک گردشگری مورد توجه قرار گرفته است.

مزیت اصلی بیع زمانی این است که افراد می‌توانند بدون نیاز به خرید کامل و دائمی یک ملک، از امکانات آن در زمان مورد نیاز خود بهره‌مند شوند، در حالی که فروشنده نیز می‌تواند از ملک خود به صورت مکرر و با فروش زمان‌بندی شده درآمد کسب کند. از سوی دیگر، این نوع معامله نیازمند تعیین دقیق زمان‌ها، شرایط استفاده، مسئولیت‌ها و حقوق طرفین در قرارداد است تا از بروز اختلافات احتمالی جلوگیری شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بیع زمانی به فروختن عین در بخشی از زمان به گونه ی دائمی گفته می شود. این عنوان - که در لاتین از آن به gnirahs emiT تعبیر می شود- از عناوین مستحدثه است.
بیع زمانی معمولا در خرید و فروش اماکن گردش گری به کار می رود؛ بدین گونه که مبیع تنها در بخشی از زمان- مثلا فروردین ماه- به ملکیت مشتری در می آید و او در طول سال تنها در ماه فروردین مالک کالای خریداری شده خواهد بود.
حکم بیع زمانی
بسیاری از معاصران، تحقّق چنین معامله ای را در قالب عقد بیع، صحیح نمی دانند. البتّه برخی آن را به عنوان عقد مستقل یا عقد صلح، صحیح دانسته اند.