لغت نامه دهخدا
بید هندی. [ دِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از بید است که در بیشه های مازندران باشد و از میوه آن دوشاب گیرند. خلاف هندی. رجوع به هندی شود: اضاء؛ بیشه بید هندی. ( منتهی الارب ).
بید هندی. [ دِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از بید است که در بیشه های مازندران باشد و از میوه آن دوشاب گیرند. خلاف هندی. رجوع به هندی شود: اضاء؛ بیشه بید هندی. ( منتهی الارب ).
نوعی از بید است که در بیشه های مازندران باشد و از میوه آن دوشاب گیرند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلمه سورگ در کتب تاریخ مرجع به معنی سرزمین پرورش اسبهای شرقی و در زبان هندی نیز به معنی بهشت میباشد
💡 بیفشرد و پیچید و درهم شکست به در کرد هندی پرندش زدست
💡 هر ورق یابی ز دیوانش چو میدانی در او خسرو ز اول کشیده تیغ هندی از نیام
💡 به تیغ هندی و گرز گرانشان با زره آرد یکی را برکند ناخن یکی را برکشد دندان
💡 ساختمان سینما توسط یک مهندس هندی ساخته شده بود اما توسط معمار سرشناس ایرانی پل آبکار، به سینما تبدیل شد.
💡 سوجیه شارما (متولد ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۳) هنرمند، نقاش و طراح مد هندی است.