بی سیرت کردن

لغت نامه دهخدا

بی سیرت کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، عملی نامشروع با کسی کردن. فساد کردن ( بیشتر با نابالغی ). بی سیرت کردن دختری یا پسری را؛ عملی منافی عفت با او کردن و مُهر برگرفتن از دوشیزه نه بوجه مشروع و دوشیزگی بردن بجبر و با وی بنامشروع آرامیدن.( از یادداشت مؤلف ). بی آبرو کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

در تداول عوام عملی نامشروع با کسی کردن ٠ فساد کردن ٠ بی آبرو کردن ٠

جمله سازی با بی سیرت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدل ز صیقل تجرید شد تجلی یار چه صفوتست که در سیرت صفای تو نیست

💡 رود سیرت رودی است که به دانوب می‌ریزد. این رود از کشور رومانی می‌گذرد.

💡 سیرت همچنین نویسندهٔ اولین ترانه رپ برای نخستین رپ‌خوان زن افغان، سوسن فیروز است.

💡 این سیرت و سان تو هویداست که مثلست؟ آسان نتوان یافت چنین سیرت و سان را

💡 محمد یکم همواره فردی دلسوز، عارف، نیکو سیرت و از کارهای زشت پیراسته بود، همیشه حق و اهل آن را بر دیگران برتری می‌داد

💡 ای سیدی‌ که زنده شد از سیرت تو دین زآن سان‌که خاک تیره زآب و زجان بدن

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز