بی سپاسی کردن

لغت نامه دهخدا

بی سپاسی کردن. [ س ِ سی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی وفایی کردن. حق ناشناسی نمودن:
بی سپاسی نکنی رند نمائی به از آنک
به سپاسیت بپوشند بدیبا و پرند.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

بیوفایی کردن ٠ حق ناشناسی نمودن

جمله سازی با بی سپاسی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دل همه رفتند ز دلبر به شکایت صد شکر کزین درد تو در شکر و سپاسی

💡 میم سپاسی کجاست تا که نگوید عارف بیچاره دادخواه ندارد

💡 حسین ساکی (زادهٔ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۶) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است که در پست دفاع چپ برای باشگاه فوتبال فجر سپاسی بازی می‌کند.

💡 وی سابقه عضویت در تیم فجر سپاسی را دارد؛ او در کل ۲۲ بازی رسمی برای این تیم به‌میدان رفته و ۱ گل هم زده‌است.

💡 سزد گر شما رنج بر تن نهید سپاسی بر این رنج بر من نهید

💡 سپاسی دارد آخر ناسپاسی بهشت از خودپرستان آدم از کیست

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز