لغت نامه دهخدا
بنوتمیم. [ ب َ ت َ ] ( اِخ ) طایفه ای از عرب، و این طایفه دین مجوسی داشتند. ( یادداشت بخط مؤلف بنقل از بیان الادیان ). نام قبیله ای از عرب و اشعار این قبیله را ابوسعید سکری گرد کرده است. ( ابن الندیم ).
بنوتمیم. [ ب َ ت َ ] ( اِخ ) طایفه ای از عرب، و این طایفه دین مجوسی داشتند. ( یادداشت بخط مؤلف بنقل از بیان الادیان ). نام قبیله ای از عرب و اشعار این قبیله را ابوسعید سکری گرد کرده است. ( ابن الندیم ).
طایف. از عرب و این طایفه دین مجوسی داشتند. نام قبیل. از عرب و اشعار این قبیله را ابو سعید سکری گرد کرده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور از نسب بجهان اعتبار یابد کس نسب تر است نه در مردم ثقیف و تمیم
💡 شیخ تمیم مالک ۱۰۰٪ درصد از سهام باشگاه فوتبال پاری سن ژرمن و باشگاه ورزشی الغرافه است. وی همچنین مالک باشگاه ورزشی الدحیل است که با ادغام باشگاههای لخویا و الجیش تأسیس شد.
💡 بزد تیغ و کرد از میانش دونیم به دوزخ روان گشت نزد تمیم