لغت نامه دهخدا
بنوالحرب. [ ب َ نُل ْ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) مردمان سلحشور و جنگ آزموده و شجاع و دلیر را گویند. ( المرصع ).
بنوالحرب. [ ب َ نُل ْ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) مردمان سلحشور و جنگ آزموده و شجاع و دلیر را گویند. ( المرصع ).
مردمان سلحشور و جنگ آزموده و شجاع و دلیر را گویند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 54- صحيح بخارى، كتاب الشروط، باب الشروط فى الجهاد و المصالحه معاهل الحرب و كتابه الشروط، ج 2، ص 81 و كتاب المغازى، باب غزوه الحديبيه، طبقاتابن سعد، ج 3، ص 29 و باب ذكر علامات ما بعدنزول الوحى، ج 1، ق 1، ص 118؛ مغازى واقدى، ص 247.
💡 و در مجمع البيان گفته است: (اثبات ) به معناى حبس است، گفته مى شود: (رماهفاثبته ) يعنى به او تير زد و او را در جاى خود حبس كرد (در جاى خود خشكانيد (مترجم)) و نيز گفته مى شود (اثبته فى الحرب ) يعنى در جنگ جراحت سنگينى بر او واردآورد.
💡 ((و قد دعوت الى الحرب فدع الناس جانبا و اخرج الى، و اعفب الفريقين منالقتال ليعلم اينا المرين على قلبه و المغطى على بصره، فانا ابوالحسنقاتل جدك و خالك و اخيك شدخا يوم بدر و ذلك السيف معى و بذلك القلب القى عدوى....فكانى قدرايتك تضج من الحرب اذا عضتك ضجيجالجمال بالا تقال....)) (131)
💡 و لباس ابريشم براى مرد؛ قال الصادق عليه السلام: لا يلبسالرجل الحرير و الديباج الاّ فى الحرب. كافى / 6 / 453
💡 ((فاذا كان عند الحرب فاى زاجر وامر هو!! مالم تاخذ السيوف ماخذها فاذا كان ذلككان اكبر مكيدته ان يمنح القوم سبته )) (106)
💡 و مراد از (مسكين ) و (يتيم ) معلوم است، و مراد از (اسير) هم همان معنايى است كهاز اين اسم به ذهن مى رسد، يعنى كسى كه ازاهل دار الحرب گرفتار مسلمين شده باشد. و اما اينكه بعضى منظور از اسير را مسلماناسير شده در دست كفار و يا محبوس و يا برده و يا زنان اسير در دست مردان دانسته اند،ادعاهايى است بدون هيچ دليل، و به خاطر اثبات آن خود را به زحمت انداخته اند.