لغت نامه دهخدا
بنه مروت. [ ب ُن َ م ُ رُوْ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان منگره بخش اندیمشک است که در شهرستان دزفول واقع شده است. دارای 150 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
بنه مروت. [ ب ُن َ م ُ رُوْ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان منگره بخش اندیمشک است که در شهرستان دزفول واقع شده است. دارای 150 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی از دهستان منگره بخش اندیمشک است که در شهرستان دزفول واقع شده است ٠
💡 به جسم و جان من ای برق بیپروا مروت کن تو بر کاه من آتش میزنی و دانه میسوزد
💡 پسر گفت اول بروم هيزم بياورم، مادرش گفت تا تو به صحرا بروى و هيزم بياورىدير مى شود و ميهمان گرسنه مى ماند و اين از مروت دور باشد.
💡 گرفتم باغبان سنگدل مانع نمی گردد به شاخ گل مروت نیست طرح آشیان کردن
💡 از مروت می کنم زهاد را تکلیف می دشمنان خویش را باهوش دیدن مشکل است
💡 عبيدالله آمد و رفت و مسلم او را نكشت. وقتى مورد اعتراض واقع شد، فرمود، ما در صحنهجنگ نبوديم و من اين عمل را با مروت سازگار ندانستم. به تعبير ما، اين كار نامردىبود.
💡 در حاشيه كتاب شرح لعمه؛ ج 1، ص 98فصل 11 در نماز جماعت پوشيدن لباس جندىخلاف مروت و عدالت دانسته شده است.