بلده ٔ طیبه

لغت نامه دهخدا

بلده طیبه. [ ب َ دَ / دِ ی ِ طَی ْ ی ِ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب وصفی ) شهر پاک. بلد طیب. زمین که دراو نبات بسیار روید: لقد کان لسباء فی مسکنهم آیة جنتان عن یمین و شمال کلوا من رزق ربکم و اشکروا له بلدة طیبة و رب غفور. ( قرآن 15/34 )؛ و برای سباء در مسکنشان آیتی بود دو بوستان از راست و چپ واز روزی خدایتان بخورید و او را سپاس گزارید، که شهری پاکیزه و پروردگاری آمرزنده است. و رجوع به بلدالطیب، ذیل بلد شود. || ( اِخ ) لقب شهر همدان بوده است در عهد قاجاریه. ( از فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با بلده ٔ طیبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان بلده قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۲ نفر (۹۲خانوار) بوده‌است.

💡 بردون، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران.

💡 تا عنان برتافتی زین بلده سرگردان شدند چون سگ گم کرده صاحب صد گروه از شیخ شاب

💡 بطاهرکلا، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران.

💡 یاسل، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران.

💡 (صفویه – شماره ثبت ۲۱۹۶۹ – بخش خرم‌آباد، دهستان بلده -روستای لاک تراشان)

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز