بطرب امدن

لغت نامه دهخدا

( بطرب آمدن ) بطرب آمدن. [ ب ِ طَ رَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بنشاط آمدن. بوجد آمدن. در وجد و حالت آمدن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به طرب شود.

فرهنگ فارسی

( بطرب آمدن ) بنشاط آمدن بوجد آمدن ٠ در وجد و حالت آمدن ٠

جمله سازی با بطرب امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باد در اندوه و رنج خصم تو گریان تو بطرب در نشاط و ناز همی خند

💡 بطرب دست بزن بر سر ما پای بکوب کز سر کوی تو گر سر برود ما نرویم

💡 چون نیم در تو دمی در من بیچاره بدم می نیاید بطرب هیچکس از آوازم

💡 بفغان گهی و گاهی بطرب ترانه کردم که مگر تو رحم آری همه نغمهٔ سرودم

💡 شادی دوران غمست عشرت او ماتمست غم بطرب مدغم است عین ملالست این

💡 فرداست که از رحمت حق عاصی رانده خود را بطرب خانه فردوس رسانده

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز