بشر مازنی

لغت نامه دهخدا

بشر مازنی. [ ب ِ رِ زَ ] ( اِخ ) فاتح بخارا بسعی قتیبه در خلافت ولیدبن عبدالملک. رجوع به حبیب السیر چ قدیم طهران ج 1 ص 254 شود.

فرهنگ فارسی

فاتح بخارا بسعی قتیبه در خلافت ولید بن عبدالملک ٠

جمله سازی با بشر مازنی

💡 روستای سنه کوه بخاطر واقع شدن در دامنه کوه مشرف بر رودخانه زارم رود در واقع روی سینه کوه و در زبان مازنی به سینه، سنه می گویند بنام سنه کوه نامیده شد این اصلی ترین علت نامگذاری این روستاست. اما هر کسی با لهجه و بیان خود هم در طول سالیان متمادی نام سنه کوه را بیان داشته و ثبت شده است.

💡 بیشینه مردم اسلامشهر را آذری‌ها تشکیل می‌دهند. گیلک‌ها و کردها و لرها و مازنی‌ها نیز از دیگر اقوام تشکیل دهنده جمعیت این شهرستان هستند.

💡 بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر برابر با ۱۹٬۴۲۱ نفر جمعیت بوده‌است. مردم خَلیل‌شهر به زبان مازنی سخن می‌گویند و از قومیت تبری و ایرانی‌تبار هستند.

💡 سنگ چکلی: سنگ‌های صخره‌ای را به زبان مازنی «چِکل» می‌نامند و این نام جدای معنی اصلی آن یعنی صخره نمی‌باشد. تپه‌های صخره‌ای که کوره‌های آجرپزی و مزارع در آن وجود دارد.